مرتضى راوندى
575
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
چون نخستين لايحه با اين دسايس تصويب نشد ، دومين طرح قانون اساسى تنظيم گرديد . سپهسالار مىخواست در كشورى كه مردم آن با شرايط اقتصادى و اجتماعى دوران « فئوداليسم » زندگى مىكردند ، و از فرهنگ و دانش جديد و انقلاب صنعتى اثرى در آن مشهود نبود ، قوانين و مقرراتى را كه صرفا مربوط به نظام جديد بورژوازى و زندگى پيشرفتهء شهريگرى است ، مستقر و برقرار سازد ؛ و بدون جلب حمايت مردم و استعانت از افكار عمومى ، نقشههاى خود را به پيش ببرد . در قانون اساسى جديد از مجلس مشورت سخن به ميان آمده و در توصيف آن چنين گفته شده است : مجلس مشورت مسلما مركب خواهد بود از اعضاى متعدده . البته هريك از اعضا در هر كارى رأيى خواهند داشت . آراى اعضاء نسبت به مجلس حكم مساوات دارد ؛ هريك از اعضا حق خواهد داشت كه رأى خود را در رسالهاى كه طرح شده است بيان كند . قرار گفتگو به نوبت است و تعيين نوبت با رئيس مجلس و تا يكى كلام خود را تمام نكرده است ، ديگرى تكلم نخواهد نمود . پس آراء منحصر مىشود به چهار قسم : رأى مطلق ، رأى اغلب ، رأى متساوى ، رأى اقل . اما رأى اقل به كلى مردود است و غير مسموع . و رأى مطلق كمتر اتفاق مىافتد ، كه در يك مسأله تمام اعضا قلبا و باطنا متفق شوند ؛ چرا كه خيالات اشخاص حتما مختلف است . و اگر چنين چيزى واقع شد « نعم الاتفاق » و البته عدول از آن نبايد نمود ؛ اما رأى اغلب شرعا و عرفا پسنديده و در جميع دول معمول به مىباشد كه اگر از نصف زيادتر ، اگرچه يكنفر باشد ، بر يك رأى اتفاق نمايند ، بايد همان را به كار بست . اما رأى متساوى كه نصف به يك رأى باشند و نصف ديگر بر يك رأى اتفاق كنند ، در اين صورت رأى رئيس مجلس بر جاى دو نفر خواهد بود . « 169 » در اساسنامه و سازمان وزارتخانهها نيز تغييرات اساسى داد . مقرر گرديد وزرا امور مربوط به وزارتخانه را در خانهء شخصى رسيدگى نكنند ؛ تشكيل هيأت وزيران و اقدام به آيين مشورت و به كار بستن رأى اكثريت ، و ارجاع امور مهم به كمسيونهاى مربوطه ، و اعمال روش بحث و انتقاد ، از كارهاى جالب سپهسالار است . در كمسيون بانك ، سپهسالار خطاب به حاضران گفت : « مطلب را بشكافيد ، بعد از آنكه حقيقت مسأله واضح و روشن شد ، در منافع و مضار آن هركسى به رأى و سليقهء خود در كمال آزادى تصديق يا انكار كند . . . » « 170 » در مجلس دربار كه با حضور وزرا تشكيل مىشد نيز آيين مشورت رعايت مىشد . وزرا مكلف بودند نهتنها در وزارتخانهء خود منظما حاضر شوند بلكه در مجلس دربار نيز حضور به هم رسانند و از طفره و تعلل خوددارى كنند . هر وزيرى موظف بود كه گزارش كارهاى وزارتخانهء خود را به مجلس دربار يا هيأت وزرا تقديم كند ، و مسائل مهم و قابل بحث را در مجلس دربار اعظم به مشورت بگذارد . علاوه بر اين ، مقرر گرديد كه كارهاى مهم
--> ( 169 ) . انديشهء ترقى ، پيشين ، ص 206 . ( 170 ) . همان ، ص 212 .